کبوتر نامه بر
هر که در انتخاب برادران، ارزيابي را مقدّم ندارد، فريب خوردگيْ او را به مصاحبت با بدکاران مي کشاند . [امام علي عليه السلام]
وضعيت من در ياهو
يــــاهـو
کل بازديدهاي وبلاگ
4013
بازديدهاي امروز وبلاگ
3
بازديدهاي ديروز وبلاگ
4
منوي اصلي

[خـانه]

[  RSS  ]

[  Atom  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

درباره خودم
کبوتر نامه بر
دختري از جامعه الزهرا[23]
من ؟ يه طلبه از جامعة الزهراء هدف ؟ خدا و هرچي که با او باشه
لوگوي وبلاگ
کبوتر نامه بر
فهرست موضوعي يادداشت ها
بايگاني
خاطره ها (آرشیو) [8]
پيوندهاي روزانه

قافله شهداء [98]
پلاک [121]
استشهادي [82]
وبلاگ آهستان [121]
عکس فوري [126]
کبوتر نامه رسان [102]
رايحه کودکي [91]
گلدختر [80]
يـک آرزو [34]
سـلام آقا [112]
کلرجي من [130]
غريـب کوفـه [115]
حزب اللــهـي [22]
از يک روحاني [131]
دسـت يــاري ... [106]
[آرشيو(17)]

لوگوي دوستان
















اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + افزايش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقي جوانان جمعه 4 خرداد 1386  ساعت 9:15 عصر

تحليل روان شناختي افزايش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقي جوانان


نياز جنسي، بخش جدايي ناپذير ماهيت زيستي، رواني و اجتماعي آدمي را تشکيل مي دهد و روشن است که کيفيت ارضاي اين نياز نقش بسيار مهمي در سلامت و بهداشت رواني فرد و جامعه دارد. بر اساس آموزه هاي ديني، اگر اين نياز به صورت شرعي و معقول (ازدواج) و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد شخصيت و نيز استمرار حيات بشر مي شود، و اگر امکان ارضاي صحيح آن فراهم نيايد به صورت انحرافات جنسي و بي بند و باري هاي اخلاقي نمودار خواهد شد.


     در سال اخير، آمارها منحني هاي رو به رشد و مشابهي را در زمينه انحرافات و بي بند و باري هاي اخلاقي در ميان جوانان نشان مي دهند. اين رشد غيرطبيعي و هماهنگ مي تواند حاکي از عوامل ساختاري همانند باشد. به طور قطع نمي توان يک عامل را علت انحرافات اخلاقي و بي بند و باري جنسي جوانان دانست; در بيشتر موارد، ترکيبي از چند عامل وجود دارند. با اين وجود، برخي مطالعات عوامل خاصي را به عنوان عوامل مؤثر در ميزان بروز بي بند و باري جنسي جوانان شناسايي کرده اند. در اين مقاله سعي شده است اين ايده توضيح داده شود که بي بند و باري هاي جنسي و انحرافات اخلاقي جوانان تا حد زيادي ناشي از فراهم نبودن شرايط ازدواج براي جوانان يا به تعبير دقيق تر، افزايش سن ازدواج است.


     اين مقاله، ابتدا هنجار ديني سن ازدواج و عوامل مؤثر بر افزايش سن ازدواج را مورد بررسي قرار مي دهد. سپس به رابطه، افزايش سن ازدواج با انحرافات اخلاقي و جنسي مي پردازد و در پايان، براي مقابله با انحرافات اخلاقي و رسيدگي به مشکل ازدواج جوانان راهکارهايي را ارائه مي دهد.


 



تحليل روان شناختي افزايش سن ازدواج


و نقش آن در انحرافات اخلاقي جوانان


محمّدصادق شجاعي


مقدّمه


نياز جنسي، بخش جدايي ناپذير ماهيت زيستي، رواني و اجتماعي آدمي را تشکيل مي دهد و روشن است که کيفيت ارضاي اين نياز نقش بسيار مهمي در سلامت و بهداشت رواني فرد و جامعه دارد. بر اساس آموزه هاي ديني، اگر اين نياز به صورت شرعي و معقول (ازدواج) و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد شخصيت و نيز استمرار حيات بشر مي شود، و اگر امکان ارضاي صحيح آن فراهم نيايد به صورت انحرافات جنسي و بي بند و باري هاي اخلاقي نمودار خواهد شد.


     در سال اخير، آمارها منحني هاي رو به رشد و مشابهي را در زمينه انحرافات و بي بند و باري هاي اخلاقي در ميان جوانان نشان مي دهند. اين رشد غيرطبيعي و هماهنگ مي تواند حاکي از عوامل ساختاري همانند باشد. به طور قطع نمي توان يک عامل را علت انحرافات اخلاقي و بي بند و باري جنسي جوانان دانست; در بيشتر موارد، ترکيبي از چند عامل وجود دارند. با اين وجود، برخي مطالعات عوامل خاصي را به عنوان عوامل مؤثر در ميزان بروز بي بند و باري جنسي جوانان شناسايي کرده اند. در اين مقاله سعي شده است اين ايده توضيح داده شود که بي بند و باري هاي جنسي و انحرافات اخلاقي جوانان تا حد زيادي ناشي از فراهم نبودن شرايط ازدواج براي جوانان يا به تعبير دقيق تر، افزايش سن ازدواج است.


     اين مقاله، ابتدا هنجار ديني سن ازدواج و عوامل مؤثر بر افزايش سن ازدواج را مورد بررسي قرار مي دهد. سپس به رابطه، افزايش سن ازدواج با انحرافات اخلاقي و جنسي مي پردازد و در پايان، براي مقابله با انحرافات اخلاقي و رسيدگي به مشکل ازدواج جوانان راهکارهايي را ارائه مي دهد.


 


افزايش سن ازدواج; مسئله اجتماعي


همان گونه که بيان شد، هدف اصلي اين تحقيق وارسي و آزمون اين فرضيه است که بالا رفتن سن ازدواج باعث افزايش نرخ انحرافات اخلاقي و بي بند و باري هاي جنسي در ميان جوانان شده است. بدين منظور، ابتدا بايد نشان دهيم که سن ازدواج در دهه هاي اخير افزايش يافته است. اولين گام، تعريف شاخصي براي اندازه گيري سن ازدواج است و گام بعدي، تعيين هنجار در اين زمينه; چرا که صرف نشان دادن افزايش يا کاهش سن ازدواج بدون تعيين هنجار، معناي خاصي در برنخواهد داشت.


 


     الف. مقياس هاي اندازه گيري سن ازدواج


در مطالعات کلان نگر (macroscopic) مهم ترين شاخصي که در دست رس پژوهشگران قرار دارد، تحقيقات تجربي و نظرسنجي هاي انجام شده در زمينه هاي موردنظر است.


     پژوهش ها نشان مي دهند در کشورهاي در حال توسعه و از جمله ايران، متوسط سن براي ازدواج جوانان در دهه هاي اخير افزايش يافته است.1 به عنوان مثال، پژوهشي در اين خصوص حاکي از آن است که ميانگين سن ازدواج در ايران براي پسران در سال هاي 1354، 25 سال بوده است، در حالي که بعد از آن (به جز در سال 1365) اين روند افزايش داشته است. اين تحقيق نشان داده است سن ازدواج دختران از سال 1354 تا 1380 به طور مداوم سيري صعودي داشته است.2


     تحقيقاتي چند که جنبه نظرسنجي دارند نيز افزايش سن ازدواج را نشان داده اند. نظرسنجي هاي انجام شده اخير در تهران حاکي از آنند که جوانان پسر سن ايده آل براي ازدواج را بالاي 26 سال مي دانند. اين امر بالا رفتن سن ازدواج را نسبت به فضاي سنّتي جامعه، که معمولا ازدواج ها زير 20 سال انجام مي شده، نشان مي دهد. سن ازدواج براي دختران در اين تحقيق، 21 تا 25 سال گزارش شده است.3


     به يقين، اگر تحقيق ديگري در اين زمينه انجام شود، رشد بيشتري را نشان خواهد داد. علاوه بر مطالعات نظام مند، موردپژوهي ها و يافته هاي باليني نيز نشان مي دهند که امروزه جوانان ديرتر ازدواج مي کنند.


     تحقيقات تجربي، ميانگين اجتماعي را مبناي قضاوت درباره افزايش يا کاهش نرخ سن ازدواج در نظر مي گيرند. اما با تفحّص در آموزه هاي ديني به الگوهاي ديگري برمي خوريم که بر اساس آن ها مي توان درباره افزايش يا کاهش سن ازدواج قضاوت نمود.


 


     ب. هنجار ديني سن ازدواج


ازدواج و تأسيس کانون زندگي مشترک خانوادگي يکي از بهترين و مهم ترين رسوم اجتماعي انسان هاست که از فطرت و آفرينش ويژه آن ها مايه مي گيرد. اين نياز که به صورت فطري در انسان به وديعت نهاده شده، تا زمان ظهور جوانه هاي بلوغ، همچنان دوران آرام و بي تحرکي را پشت سر مي گذارد. اما به مجرد شروع دوران نوجواني، زمان بيداري آن فرا مي رسد و آرام آرام تمامي وجود نوجوانان را در برمي گيرد و به يکي از پرقدرت ترين نيازهاي وي تبديل مي شود. اگر اين نياز به موقع و به طور صحيح پاسخ داده شود، زمينه سلامت و بهداشت رواني انسان فراهم مي گردد. از اين رو، در آيات و روايات به اهميت ازدواج و نيز زمان مناسب آن تصريح و تأکيد شده است.4


     در قرآن کريم گرچه «سن» خاص و معيني براي ازدواج بيان نشده، ولي از واژگاني همچون «بلوغ»، «بلوغ حلم»، «بلوغ نکاح» و «بلوغ اشدّ» مي توان به نحوي سن بلوغ و ازدواج را به دست آورد. شايد رساترين آيه در تعيين سن ازدواج، اين آيه شريفه باشد: (وَابْتَلُواْ الْيَتَامَي حَتَّي إِذَا بَلَغُواْ النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ) (نساء: 6); يتيمان را آزمايش کنيد تا هنگامي که بالغ شده و به نکاح (همسرگزيني) تمايل پيدا کنند. اگر آنان را به درک مصالح زندگاني خود آگاه يافتيد، اموالشان را به آنان بدهيد.


     «بلوغ نکاح» در زماني است که قدرت بر ازدواج پيدا کنند. شيخ طوسي در تفسير آيه مي نويسد: «معناي بلوغ نکاح آن است که به مرحله توانايي بر همخوابگي و توليد نسل برسند.»5 در تفسير مراغي آمده است: بلوغ نکاح رسيدن به سنّي است که استعداد و آمادگي ازدواج حاصل شود. نوجوان در اين حالت ميل پيدا مي کند همسر و سرپرست خانواده باشد.6


     از موارد ياد شده استفاده مي شود که معيار سن ازدواج از نظر قرآن، احساس نياز به ازدواج، توانايي همخوابگي، قدرت توليد نسل و رسيدن به حدّ رشد، يعني توانايي بر تشخيص مصلحت خويش، است.


     در روايات بدون آنکه به سن خاصي اشاره شود، ترغيب به ازدواج در آغاز جواني شده است.7


     در مجموع، از روايات استفاده مي شود که سن پايه براي ازدواج بعد از بلوغ است و اگر شخص احساس نياز کند، به گونه اي که ترک آن موجب گناه شود، ازدواج در اين سن واجب مي گردد.8


سن ازدواج براساس سيره معصومان(عليهم السلام): بر اساس شواهد تاريخي، ازدواج امامان(عليهم السلام) در سنين پيش از 20 سالگي بوده است.9 اين بزرگواران در مورد فرزندانشان نيز همين شيوه را داشتند و نوعاً قبل از 20 سالگي زمينه ازدواج آنان را فراهم مي نمودند.10 از آن رو که عمل و سيره معصومان(عليهم السلام) براي ما الگو و حجت است، در تعيين سن ازدواج نيز مي توانيم سيره آن بزرگواران را به عنوان يک هنجار ديني در نظر بگيريم.


     ما چه نُرم اجتماعي را ملاک قرار دهيم و چه سيره و عمل معصومان را، در هر دو صورت، سن ازدواج افزايش چشمگيري را نشان مي دهد.به بيان ديگر،سن ازدواج تفاوت معناداري يافته است.


 


عوامل مؤثر در افزايش سن ازدواج


مسئله مشکلات و موانع ازدواج از يک سو و آرزوها، ايده آل ها و تصويري که دختران و پسران از آينده و زندگي مشترک خود دارند، از سوي ديگر، موجب گرديده که جوانان به آساني تن به ازدواج ندهند.


     عوامل بسياري در افزايش سن ازدواج جوانان مؤثرند که برخي از آن ها واقعي و برخي ديگر ساخته و پرداخته خود ما مي باشند. اين عوامل عبارتند از:


 


     1. تحوّل در الگوهاي رفتاري


در دهه هاي اخير، تحوّل جدّي در الگوهاي رفتاري خانواده ها به وجود آمده است. تغيير در الگوي مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانواده ها و توجه به آراسته بودن ظاهري موجب گرديده که مفهوم زندگي به طور کلي دگرگون شود. امروزه «رفاه» از مهم ترين مسائلي است که خانواده ها توجه بيشتري بدان مبذول مي دارند. در حالي که در 4، 5 دهه قبل مفهوم «رفاه» کمتر جايي در زندگي افراد داشت.


     جوان در جستوجو و تلاش براي رسيدن به شکلي از زندگي است که رهيافت واقعي جامعه است، اما از سوي ديگر، فرصت ها و امکانات مساوي براي دست يابي به اين شرايط وجود ندارد. بسياري از جوانان با اين استدلال که تأمين هزينه هاي عقد و عروسي، تهيه منزل و اسباب و لوازم زندگي بسيار سخت است و نمي توان از عهده مخارج آينده زندگي برآمد و آبرومند زندگي کرد، بر خلاف ميل باطني از ازدواج به موقع خودداري ميورزند.


     در پژوهشي که به منظور بررسي نگرش دانشجويان دختر دانشگاه علوم پزشکي اهواز نسبت به ازدواج انجام شده، بيش از 52% دختران تمايل به ازدواج از خود نشان داده اند، اما 3/25% از همين دانشجويان مشکلات مالي را از موانع ازدواج ذکر کرده اند.11 تعداد اين قبيل افراد نسبتاً زياد است و شايد برخي، به ويژه پسران، ناچار مي شوند تا پايان عمر مجرد زندگي کنند.


 


     2. ادامه تحصيلات و تحول موقعيت زنان


دومين عاملي که موجب افزايش سن ازدواج شده، گرايش به ادامه تحصيلات در بين جوانان است. اغلب پسران و دختران علاقه دارند تحصيلات خود را تا ليسانس و بالاتر ادامه دهند. امروزه تلقّي و برداشت جوانان اين است که ازدواج فرصت ادامه تحصيل را از آنان سلب مي نمايد. به ويژه تحول موقعيت اجتماعي زنان و گرايش آن ها به تحصيلات عالي موجب شده که سن ازدواج افزايش پيدا کند.12 دختران چنين فکر مي کنند که بعد از ازدواج به دليل مسئوليت همسري و يا مادري نمي توانند درس بخوانند. خانواده دختر و پسر نيز همين عقيده را دارند و غالباً حاضر نيستند درباره ازدواج فرزندانشان در حال تحصيل اقدام کنند.


 


     3. اعتقاد به داشتن زندگي آزاد


برخي بر اين باورند که ازدواج باعث ايجاد محدوديت در بسياري از خواسته ها و نيازهاي آنان مي شود; از اين رو، ترجيح مي دهند به شکل مجرد و آزاد زندگي کنند. اين گرايش نه تنها در بين پسران وجود دارد، بلکه برخي از دختران نيز ازدواج را نوعي محدوديت و موجب سلب آزادي هاي فردي خود مي دانند.


     شايد بيشتر افرادي که ازدواج را عامل محدودکننده آزادي هاي فردي مي دانند، فلسفه و حقيقت ازدواج را به خوبي درک نکرده و طرفدار آزادي به معناي غربي آن باشند، اما در اين ميان افرادي هم هستند که با وجود گرايش مذهبي قوي، آسايش، آرامش، خودسازي و سير و سلوک معنوي را در داشتن نوعي زندگي مي دانند که در آن قيد و بندهاي زناشويي و زندگي مشترک وجود نداشته باشد. برخي نيز فرزنددار شدن را مانع رشد اجتماعي مطلوب و کار و تحصيل خود مي دانند، از اين رو، حاضر نمي شوند ازدواج کنند.


 


     4. فراهم بودن زمينه ارضاي نامشروع


به نظر مي رسد بين افزايش سن ازدواج و انحرافات اخلاقي رابطه اي دو سويه برقرار باشد. برخي پژوهش ها نشان مي دهند روابط آزاد بين دختر و پسر و امکان تمتُّع و ارضاي جنسي، نياز به ازدواج را در جوانان کم رنگ کرده است.


     در تحقيقي که مشکلات و موانع ازدواج جوانان و به ويژه دختران مورد بررسي قرار گرفته، به اين نکته اشاره شده که برخي جوانان براي ارضاي غرايز طبيعي خود به ارتباط با جنس مخالف بسنده مي کنند و در نتيجه، وجود زمينه هاي انحرافي و روابط آزاد دختر و پسر را به عنوان يکي از عوامل افزايش سن ازدواج برشمرده است.13


     بنابراين، روابط آزاد دختر و پسر و امکان بهره گيري جنسي از طريق غير ازدواج که در عين حال، مسئوليت چنداني بر عهده فرد نمي گذارد، خود يکي از عوامل افزايش سن ازدواج است.


 


     5. وسواس بيش از حد در انتخاب همسر


يکي ديگر از عوامل افزايش سن ازدواج، احتياط بيش از حدّ و وسواس گونه دختر و پسر (يا خانواده آن ها) در مورد همسر آينده مي باشد. افرادي که بيش از حدّ در اين زمينه وسواس به خرج مي دهند نمي توانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آينده خود تصميم بگيرند. اين افراد گاه در اقدام به ازدواج، با اينکه همه اقدامات ضروري پيش از مراسم ازدواج را انجام داده اند، اما چند روز مانده به عقد و يا عروسي، تمام قول و قرارها را زير پا مي گذارند و حاضر به ازدواج نمي شوند.


     آنچه بيان شد، تنها برخي از عوامل فردي و اجتماعي مؤثر در افزايش سن ازدواج بود.


     گردآوري و بررسي شواهد جامع و فراگير در اين زمينه، پژوهش مستقل و گسترده اي را مي طلبد که به دور از هدف اصلي ما در اين نوشتار است.


افزايش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ جنسي


در حال حاضر شواهد حاکي از اين مي باشند که سن ازدواج روز به روز رو به افزايش است، اما از آن طرف، سن بلوغ جنسي کاهش چشمگيري را نشان مي دهد و در سال هاي اخير فاصله اين دو بيشتر شده است. به تعبير ديگر، انتظارات، ايده آل ها و هنجارهاي اجتماعي، ازدواج جوانان را به تأخير انداخته است، اما از سوي ديگر، غريزه جنسي که سراسر وجود نوجوان را تسخير کرده و عوامل تحريک کننده بيروني از قبيل الگوهاي رفتاري، چهره هاي زيبا و آرايش کرده، نوارها و عکس هاي مبتذل، فيلم هاي سينمايي وارداتي، دسترسي به ماهواره و اينترنت و علاوه بر آن، فيلم ها و سريال هاي داخلي مغاير با فرهنگ معنوي جامعه، باعث بلوغ زودرس در نوجوانان شده و چون همه آن ها از لحاظ اخلاقي و معنوي آن چنان قوي نيستند که بتوانند با رعايت تقوا و خويشتنداري، اين فاصله (بلوغ تا زمان ازدواج) را پشت سر بگذارند، امکان ابتلاي آنان به انحرافات اخلاقي و بي بند و باري هاي جنسي بيشتر است.


     با توجه به وضعيت فرهنگي جامعه، به صراحت مي توان گفت که افزايش سن ازدواج يک مشکل حادّ اجتماعي است و به تعبير جامعه شناسان مي توان از آن به عنوان يک «مسئله اجتماعي» نام برد.


     ملاک مسئله بودن پديده اي در جامعه از ديدگاه جامعه شناسان، آزاردهنده بودن آن براي شمار زيادي از مردم است. سي رايت ميلز در اثر ارزنده خود پيمان جامعه شناسي بر اين تعريف از مسئله اجتماعي تأکيد نموده و قوياً استدلال مي کند که وقتي مشکلي در تعداد وسيعي از مردم تأثير دارد، بايد به ماوراي افراد و از اين رو، به ساختار و الگوهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه نظر افکنيم.14 جامعه شناسان بعد از ميلز با الهام از وي «مسئله اجتماعي» را چنين تعريف کرده اند: مسئله اي که با تعداد فراواني از مردم ارتباط دارد و ناشي از علل اجتماعي ـ ساختاري و همچنين مستلزم راه حل هاي اجتماعي ـ ساختاري مي باشد.15


     حال با اين تعريف از مسئله اجتماعي، آيا مي توان افزايش سن ازدواج را، آن هم در شرايطي که عوامل تحريک کننده جنسي در جامعه بيشتر شده و سن بلوغ جنسي کاهش چشمگيري يافته، يک مسئله اجتماعي دانست؟ پاسخ اين سؤال مثبت است.


     با اين زمينه، به راحتي مي توان به گستردگي تأثيرات افزايش سن ازدواج پي برد و از آن به عنوان يکي از عوامل راهبردي انحرافات اخلاقي و بي بند و باري هاي جنسي در ميان جوانان بحث کرد.


 


افزايش سن ازدواج و نقش آن در گسترش بي بند و باري هاي جنسي جوانان


در سال هاي اخير هرزگي، بي بند و باري جنسي، روابط دختر و پسر، حاملگي نامشروع، سقط (کورتاژ) غيرقانوني و ديگر انحرافات اخلاقي در ميان جوانان افزايش چشمگيري يافته است.


     تبيين هايي که از انحرافات اخلاقي و بي بند و باري هاي جنسي جوانان شده، به ندرت محتوا و شرايط سنّي آنان را در نظر گرفته اند; اکثر مؤلفان انحرافات اخلاقي جوانان را از نظر نوع انگيزه با انحرافات اخلاقي بزرگسالان يکسان و مشابه دانسته اند. در اين رويکرد، برخي به بررسي تأثير انواع مشکلات خانوادگي، مشکلات رواني، آموزشي، و مسائل اقتصادي و اجتماعي اشاره نموده اند. آنان بر اين عقيده اند که الگوي انحرافات اخلاقي در جوانان تفاوتي با الگوي بزرگسالان ندارد. اما کوهن (1982) معتقد است انحرافات اخلاقي و اجتماعي جوانان از نظر نوع انگيزه با بزرگسالان تفاوت اساسي دارد.16بر اساس يافته هاي او، افراد بزرگسال و کساني که نقش آنان تا حدودي در خانواده و جامعه احراز شده، اگر اقدام به عمل خلاف مي کنند و ـ مثلا ـ دست به خودکشي، خانه گريزي، و روابط جنسي با ديگران مي زنند، ممکن است به خاطر مشکلات اقتصادي، عدم رضايت از زندگي و فزون خواهي باشد، اما بخش عمده انحرافات اخلاقي جوانان ريشه در نيازهاي واقعي عاطفي و جنسي آن ها دارد که به خاطر محروميت و فراهم نبودن شرايط ارضاي مناسب و مشروع آن به جستوجوي راه هاي ديگر براي رسيدن به خواسته ها و آرزوهاي خود برمي آيند.


     بر اساس آموزه هاي ديني، اگر اين غريزه به صورت شرعي و معقول و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد عاطفي، تأمين سلامت رواني و نيز استمرار حيات بشر مي شود، و اگر امکان ارضاي صحيح آن فراهم نيايد به صورت انحرافات جنسي، کامجويي بدلي، هم جنس گرايي و بي بند و باري جنسي ظاهر خواهد شد که سلامت رواني و جسمي فرد و جامعه را بر هم زده، عواقب ناگواري را به همراه خواهد داشت.


     مهاجمان فرهنگي با شناخت دقيق از شرايط و ويژگي هاي سنّي، عاطفي و رواني جوانان و نوجوانان و نيز شناخت شرايط اقتصادي و سياسي جامعه، سعي کرده اند از اين نياز طبيعي انسان، حداکثر سوء استفاده را براي تحقق اهداف خويش به عمل آورند.


     توجه به آمارهاي ارائه شده در زمينه انحرافات اخلاقي جوانان، راز تأکيد ائمّه(عليهم السلام) مبني بر ازدواج به موقع را برملا مي سازد و ما را بيشتر به اين نکته رهنمون مي سازد که چرا در روايات توصيه شده که پدران و مادران در امر ازدواج فرزندان خود اقدام کنند.


     يکي از وظايف و مسئوليت هاي والدين در برابر فرزندان برنامه ريزي براي ازدواج آن هاست. در روايات متعدد، بر به موقع شوهر دادن دختران تأکيد گرديده و گوشزد شده که اگر به موقع در اين زمينه اقدام نشود، از گمراهي و فساد ايمن نخواهند بود: «والاّ لم يُومَن عليهن الفتنة.»17


     براي آنکه بيشتر به نقش و تأثير افزايش سن ازدواج در اشاعه و گسترش انحرافات اخلاقي جوانان پي ببريم، به برخي تحقيقات انجام شده در اين زمينه اشاره مي کنيم:


 


     الف. افزايش سن ازدواج و خودکشي


آمارهاي ارائه شده درباره خودکشي در شهرهاي ايران حکايت از آن دارند که در گذشته ميزان خودکشي در ميان گروه هاي سنّي بالا بيشتر بود، اما در 20 سال اخير اين الگو به هم خورده و ميزان بالاي خودکشي به سمت گروه هاي سنّي جوان تر گرايش پيدا کرده است.18 بر اساس پژوهش هاي جهاني و نيز برخي تحقيقات انجام شده در ايران، اکثر اقدام کنندگان به خودکشي را جوانان مجرد تشکيل مي دهند.19


     طبق نظريه «روان تحليلگري» فرويد، ميان پديده خودکشي و ناکامي در عشق، رابطه قوي وجود دارد. تحليل او درباره جواناني که اقدام به خودکشي مي کنند اين است که آنان در ارضاي نيازهاي جنسي خود ناکام شده و در اثر محروميت و نوميدي از خواسته هاي خود اقدام به خودکشي مي کنند. اين تحليل فرويد اگرچه عموميت ندارد، اما به يقين موارد بسياري از خودکشي هاي جوانان به خاطر مشکلات ازدواج، و به ويژه در دختران به خاطر ماندن بيش از حد در خانه و احساس نااميدي از ازدواج است.


     در تحقيقي که به منظور بررسي عوامل اقدام به خودکشي بر روي 500 مورد انجام شد، اين نتيجه به دست آمد که يکي از عوامل اصلي و عمده اقدام به خودکشي در جوانان، فراهم نشدن زمينه براي ازدواج آنان است.20


     در مطالعه اي ديگر که بر روي 690 پرونده مربوط به خودکشي انجام گرديد، آشکار شد که ميزان خودکشي در سنين جواني (16ـ30 سالگي) بسيار بالاست و بخش قابل توجهي از افرادي که اقدام به خودکشي کرده اند، در ازدواج ناموفق بوده يا از آن ناکام مانده اند. همچنين درپژوهشي که درسال1383به منظور بررسي علل خودکشي در شهر کرمانشاه انجام شد، اين نتيجه به دست آمد که ازدواج در کاهش ميزان خودکشي مؤثر است.21


 


     ب. افزايش سن ازدواج و خانه گريزي دختران


فراز از خانه يکي از معضلات حاد اجتماعي است که عوامل مختلفي در آن دخالت دارند. نسبت دخترها و پسرها در فرار از خانه تقريباً مساوي است، اگرچه دخترها بيش از پسرها دستگير مي شوند. طبق گزارش خبرگزاري ايسنا در سال 1380، 4 هزار و 73 جوان و نوجوان فراري شناسايي شدند که بيشتر آنان را دختران تشکيل مي دادند و 72 درصد دختران فراري بين 16 تا 25 سال داشتند.22


     تجزيه و تحليل ها نشان مي دهند که در کنار موارد اختلافات خانوادگي، خشونت والدين، بي سرپرستي، فقر و پايين بودن سطح فرهنگ خانواده، درصد قابل توجهي از دختران فراري کساني هستند که علي رغم نياز شديد آن ها به ازدواج و داشتن خواستگارهاي متعدد، والدين آن ها با ازدواجشان مخالفت کرده اند.


     در يکي از پژوهش ها، تأثير نقش والدين بر فرار 20 دختر جوان مورد بررسي قرار گرفت. از 20 مورد که با آن ها مصاحبه شده 16 نفر به اتفاق، کارکرد ناسالم خانواده را عامل فرار خود از خانه مي دانند. با توجه به اظهارات اين دختران، آن ها پيش از فرار، به نوعي درگير يافتن يک حامي بوده اند که بتواند آن ها را دوست بدارد يا حمايت کند; مثل دوست شدن با يک يا چند پسر به قصد ازدواج، اما به علت مخالفت والدين، درگيري هاي خانوادگي شدت يافته و دختران نيز به دليل اينکه نسبت به موقعيت خود اعتراض آگاهانه داشتند و خود را مستحق ظلم والدين نمي دانسته اند، به قصد رسيدن به رهايي و آرزوي ازدواج، راه فرار در پيش گرفته اند.23 در پژوهش ديگر نيز کارکرد ناسالم خانواده، عدم ارضاي نيازهاي عاطفي و بي توجهي والدين به ازدواج فرزندان به عنوان يکي از عوامل زمينه ساز بي بند و باري هاي اخلاقي و خانه گريزي دختران، ياد شده است.24


     مسلماً اين دختران نياز شديد به يک منبع قدرت قابل اعتماد دارند تا از آنان حمايت کند. بر اساس اين احساس و نياز دروني است که هر يک خود را به شکلي تابع و تسليم يک قدرت قابل اعتماد (از ديدگاه خودشان) کرده اند.


     با توجه به اظهارات اين دختران مي توان چنين نتيجه گرفت که کارکرد ناسالم خانواده و مخالفت يا بي توجهي والدين به ازدواج فرزندان در فرار دختران تأثير دارد.


     در نهايت، اين نکته را بايد يادآور شد که به اعتقاد پژوهشگر، نوعي معصوميت خاموش در پشت اين چهره هاي به ظاهر سرکش و ماجراجو، که تعدادشان هم کم نيست، وجود دارد و بسياري از دختران و پسران جوان که در خيابان ها پرسه مي زنند، کساني هستند که به دليل نداشتن شرايط مساعد خانوادگي و عدم حمايت هاي لازم از سوي نهادهاي اجتماعي، نقش هايي را که در جامعه مي توانستند به عنوان همسر و مادر يا پدر داشته باشند، به دست نياورده اند.


 


     ج. افزايش سن ازدواج و خودفروشي دختران


يکي ديگر از پيامدهاي افزايش سن ازدواج و بي توجهي والدين به مسائل جوانان، به ويژه دختران جوان، انحرافات اخلاقي از نوع خودفروشي و روسپيگري است.


     بر اساس يکي از تحقيقات انجام شده در اين زمينه، از نظر توزيع فراواني و درصدي مراجعان «مرکز مداخله در بحران و ستاد پذيرش و قرنطينه شمال بهزيستي استان تهران»، سن اکثر موارد ارجاعي اين مرکز بين 16 تا 21 سالگي است.25 در تحقيقي که به منظور بررسي «عوامل زمينه ساز تن دادن زنان به روسپيگري» بر روي 147 زن و دختر روسپي انجام شده، نشان داده شده است که 62% سن آغاز به اين کار، 13 تا 20 سالگي، يعني دوران نوجواني و سال هاي اوليه جواني، بوده و 3/69% اين دختران، فراهم نبودن شرايط ازدواج و بي توجهي و مخالفت والدين با ازدواج آن ها را علت اين اقدام دانسته اند. به عبارت ديگر، اين دختران به خاطر فراهم نشدن شرايط ازدواج، مجبور به ارضاي نيازهاي خود از راه هاي غيرمشروع شده اند.


     ارتباط تنگاتنگ افزايش سن ازدواج يا به تعبير ديگر، بي توجهي مسئولان و خانواده ها نسبت به ازدواج جوانان با بي بند و باري جنسي نه تنها در اين تحقيق، بلکه در تحقيقات ديگر نيز گزارش شده است.26


 


نتيجه گيري


از مجموع آنچه بيان شد به اين نتيجه مي رسيم که يکي از مشکلات جوانان تجرّد و فراهم نبودن زمينه براي ازدواج است که به نوبه خود باعث انواع انحرافات و بي بند و باري هاي اخلاقي در جامعه و به ويژه در بين جوانان شده است. هرچند، تحقيق مستقلي در اين زمينه انجام نشده، اما گزارش هاي ضمني و مواردي که به طوري جانبي به اين موضوع پرداخته اند، نشان دهنده رابطه مثبت بين افزايش سن ازدواج و انحرافات اخلاقي است. تأثير افزايش سن ازدواج در انحرافات اخلاقي جوانان به قدري وسيع و گسترده است که تحقيقي مستقل و جداگانه اي را مي طلبد. زمينه يابي ها و يافته هاي فراتحليلي نشان مي دهند که حتي در مواردي که به ظاهر هيچ ارتباطي با اين موضوع ندارند نيز محروميت از ازدواج و کامروايي هاي جنسي خارج از چارچوب خانواده، عامل اصلي است.


     بنابراين، گرچه نمي توان همه انحرافات اخلاقي و بي بند و باري هاي جنسي جوانان را ناشي از افزايش سن ازدواج دانست، اما به يقين بخش عمده اي از انحرافات اخلاقي جوانان، ريشه در اين مسئله دارد.


 


راهکارها


همان گونه که در طول اين بررسي تأکيد شد، افزايش سن ازدواج تنها يکي از عوامل انحرافات اخلاقي است که بايد اقدامات پيشگيرانه درباره آن انجام شود.


     قدر مسلّم اين است که اقدامات پيشگيرانه در زمينه انحرافات اخلاقي و برنامه ريزي براي ازدواج در زمان مناسب، در قدم اوّل به خود جوانان مربوط مي شود که با پي روي از دستورات اسلامي مبني بر اقدام به موقع براي ازدواج و مقاومت در برابر وسوسه، از خطرات احتمالي پيشگيري کنند. در مرحله بعد، خانواده ها و سازمان هاي اجتماعي، به ويژه دولت، در مورد ازدواج جوانان نقش و مسئوليت خطيري را بر عهده دارند.


     الف. نقش والدين در ازدواج جوانان


نقش خانواده در بهينه سازي سن ازدواج و پيشگيري از انحرافات اخلاقي جوانان، نقش مهم و اساسي است. والدين مي توانند با اقدام به موقع براي ازدواج فرزندانشان و دست برداشتن از سختگيري هاي بي مورد، رسومات و سنّت هاي غلط، و انتظارات و توقعات نابجا از فرزندان، زمينه ازدواج به موقع آن ها را فراهم نموده و به مسئوليت ديني و اخلاقي خود، عمل کنند.


     ب. مسئوليت دولت در تسهيل امر ازدواج جوانان


هر يک از نهادهاي اجتماعي عهده دار مسئوليت ها و وظايف مشخصي از کارکردهاي يک جامعه هستند. فرايند عملکرد اين نهادها و نيز تعامل بين آن ها، چگونگي حرکت يک جامعه را مشخص مي سازد. دولت به عنوان يکي از مهم ترين نهادهاي اجتماعي، مسئوليت حراست از ارزش هاي فرهنگي، ايجاد زمينه براي رفاه اجتماعي و تسهيل ازدواج جوانان را به عهده دارد.


     در فرهنگ اسلامي بر تعاون اجتماعي و رسيدگي به امور جوانان تأکيد شده و بخشي از بيت المال براي تسهيل ازدواج جوانان اختصاص يافته است.


     در احوالات حضرت علي(عليه السلام) آمده است: جواني را که مرتکب استمنا شده بود، محضر او آوردند تا مجازات کند. حضرت او را تعزير کرد و روي دستش را آن قدر زد تا سرخ شد. سپس فرمود: چرا اين کار را کردي؟ چرا ازدواج نکرده اي؟ عرض کرد: چون توانايي ندارم و... حضرت دستور داد از بيت المال او را تأمين کنند که ازدواج کند.27


     براي تسهيل امر ازدواج جوانان و در نتيجه، پيشگيري از بسياري انحرافات اخلاقي موارد ذيل پيشنهاد مي شوند:


     1. برگزاري کلاس هاي آموزشي درباره ازدواج و تحليل و بررسي پيامدهاي به تأخير انداختن آن;


     2. ايجاد مراکز ويژه براي شناختن موقعيت هاي افراد طالب ازدواج و فراهم کردن زمينه آشنايي خانواده ها و خواستگاري در مواردي که با معيارهاي موردنظر دختر و پسر هم خواني داشته باشد;


     3. فراهم کردن امکانات ازدواج به دور از مخارج غيرضروري و در چارچوب فرهنگ ديني، از نوع ازدواج هاي گروهي که در سال هاي اخير شاهد برگزاري ساده و صميمي آن ها بوده ايم، تا به اين وسيله جوانان بتوانند با صرفه جويي، زمينه يک زندگي ساده و سالم را فراهم کنند;


     4. منحصر نکردن امکانات مادي و رفاهي به دانشجويان و جوانان ساکن در پايتخت و تقسيم تسهيلات بين همه قشرها و گروه ها در شهرها و شهرستان هاي مختلف;


     5. قرار دادن افرادي که ازدواج کرده اند در اولويت هاي اشتغال و در واقع، توجه به اشتغال جوانان به دور از تبعيض و رابطه محوري;


     6. فرهنگ سازي ازدواج ساده و منطبق با معيارهاي اسلامي، که يکي از راهکارهاي اصلي در حل مشکلات ازدواج جوانان بوده است و بايد از سوي رسانه ها دنبال شود. اگر معيار ما در ازدواج و انتخاب همسر، اسلام باشد، همه يا اکثر اين مشکلات وجود نخواهد داشت;


     بايد بينش جوانان، نوجوانان و خانواده ها نسبت به زندگي و ازدواج اصلاح شود تا بتوان مقدّمات ازدواج آنان را در زمان مناسب و با الگوگيري از امامان معصوم(عليهم السلام) که پيش از 20 سالگي اقدام به ازدواج مي نمودند، فراهم کرد.


     7. بايد تدابيري از سوي مربيان، مسئولان فرهنگي و دولت در نظر گرفته شود که جوانان و نوجوانان در ابعاد گوناگون جسمي، جنسي، عقلي، اجتماعي، عاطفي و اقتصادي به طور هماهنگ و متناسب رشد نمايند. آنچه در حال حاضر مشاهده مي شود ناهم ترازي رشد و بلوغ جنسي و جسمي با ديگر ابعاد رشد يعني رشد عقلي، اجتماعي، اقتصادي و عاطفي جوانان و نوجوانان است.


     از اين رو، جوانان سال ها پس از رسيدن به بلوغ جنسي، منتظر يافتن شغل مناسب، تکميل تحصيلات و ديگر پيش نيازهاي زندگي باقي مي مانند که در نتيجه، يا اصلا به آن دست نمي يابند و يا وقتي به آن ها مي رسند که ديگر شادابي، طراوت و انگيزه ازدواج را ندارند. در هر دو صورت، زندگي آسيب پذير و در معرض خطرات جدي است.


 


پي‌نوشت‌ها






1ـ زهره زاهدى، «افزايش ميانگين سن ازدواج»، نشريه زنان، ش 48، ص 53.


2ـ زهرا محمّدى، بررسى آسيب هاى اجتماعى زنان در دهه 1380ـ1370،تهران،شوراى فرهنگى،اجتماعى زنان،1382،ص81.


3ـ منوچهر محسنى، بررسى آگاهى، نگرش ها و رفتارهاى اجتماعى و فرهنگى در تهران، تهران، زهد، 1379، ص 117ـ123.


4ـ نور: 32 / آل عمران: 39 / نحل: 72 / فرقان: 74. قال رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) «ما بُنى فى الاسلام بناءٌ احَبَّ الى اللّه اعزَّ من التزويج» (محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 18، ص 222); «ما مِن شابٍّ تزوَّجَ فى حداثةِ سنِّةِ الاّ عَجَّ شيطانُهُ: يا ويله يا ويله! عصم منّى ثلثى دينه، فليتّق اللّه العبدُ فى الثلث الباقى.» (همان، ج 23، ص 221.)


5ـ شيخ طوسى، التبيان فى تفسيرالقرآن، ج 3، ص 116.


6ـ احمد مصطفى المراغى، تفسير مراغى، ج 4، ص 188.


7ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 23، ص 221 و نيز ج 16، ص 223 / شيخ حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 20، ص 61.


8ـ در روايتى از امام باقر(عليه السلام) نقل شده که فرمودند: دختر وقتى به نُه سالگى مى رسد، از يتيمى بيرون مى آيد و مى تواند ازدواج کند. (شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 1، ص 30) در روايتى ديگر آمده که دختر وقتى به نُه سالگى برسد و تزويج نمايد، از يتيمى خارج شده و اموالش را مى توان به او واگذار نمود. (همان، ص 31) در احوالات رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمده است که: «انّ رسول اللّه دخَلَ بعايشه و هى بنت عشر سنين و ليس يدخل بالجارية حتى تکو امرئة.» (همان.) پيامبر در حالى با عايشه ازدواج کرد که عايشه ده ساله بود و ايشان با دخترى ازدواج نمى کرد مگر اينکه بالغ باشد. و نيز امام باقر فرموده است: «لا يدخل بالجارية حتى يأتى اما تسع سنين او عشرة سنين» همبسترشدن و ازدواج با دختر قبل از نُه ياده سالگى جايزنيست. (همان، ج 14، ص 70)


9ـ امام سجاد(عليه السلام) در سال 38 هـ.ق متولد شد. ماجراى کربلا در آغاز سال 61 رخ داد. در عين حال، مورّخان نوشته اند که امام باقر(عليه السلام) در سال 57 هجرى متولد شد و در کربلا چهارساله بود. (مهدى پيشوايى، سيماى پيشوايان در آيينه تاريخ، قم، دارالعلم، 1380، ص 77) از اين مطلب مى فهميم که امام سجاد(عليه السلام) در حدود 18 سالگى ازدواج کرده است.


      امام کاظم(عليه السلام) در سال 128 هـ.ق متولد شد و امام رضا(عليه السلام)در سال 148 ديده به جهان گشود; نتيجه مى گيريم که امام کاظم(عليه السلام) قبل از 20 سالگى ازدواج کرده است.


      امام جواد(عليه السلام) در سال 159 هجرى متولد شد و امام هادى(عليه السلام) در سال 212 ديده به جهان گشود، نتيجه اينکه امام جواد(عليه السلام) در موقع ازدواج کمتر از 17 سال داشته است.