کبوتر نامه بر
دوستي، ميوه فروتني است . [امام علي عليه السلام]
وضعيت من در ياهو
يــــاهـو
کل بازديدهاي وبلاگ
4014
بازديدهاي امروز وبلاگ
4
بازديدهاي ديروز وبلاگ
4
منوي اصلي

[خـانه]

[  RSS  ]

[  Atom  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

درباره خودم
کبوتر نامه بر
دختري از جامعه الزهرا[23]
من ؟ يه طلبه از جامعة الزهراء هدف ؟ خدا و هرچي که با او باشه
لوگوي وبلاگ
کبوتر نامه بر
فهرست موضوعي يادداشت ها
بايگاني
خاطره ها (آرشیو) [8]
پيوندهاي روزانه

قافله شهداء [98]
پلاک [121]
استشهادي [82]
وبلاگ آهستان [121]
عکس فوري [126]
کبوتر نامه رسان [102]
رايحه کودکي [91]
گلدختر [80]
يـک آرزو [34]
سـلام آقا [112]
کلرجي من [130]
غريـب کوفـه [115]
حزب اللــهـي [22]
از يک روحاني [131]
دسـت يــاري ... [106]
[آرشيو(17)]

لوگوي دوستان
















اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com
   [آرشيو شده ها]

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + مشاوره و ويژگى هاى مشاور شنبه 29 تير 1387  ساعت 4:37 عصر

چکيده


اسلام به عنوان مکتبى جامع و همه جانبه نگر براى سلامتى روح و روان و سلامتى دينى انسان اهميتى فوق العاده قايل است. از اين رو، با ارائه برنامه و دستورات لازم، تمهيدات لازم را براى تحقق آن فراهم نموده است. يکى از رهنمودهاى ارزشمند اسلام در اين رابطه، توصيه به همفکرى، تبادل نظر و مشورت در امور مختلف اجتماعى، و استفاده از تخصص همنوعان در تأمين سلامت روحى، جسمى و توصيه به رعايت موازين اخلاقى و دينى در مشاوره است. در اين مقاله، ضمن تبيين مفهوم مشاوره از نگاه دينى و روان شناسى معاصر و توجه به نقاط اشتراک و اختلاف آنها، به اهميت مشاوره و ويژگى هاى مشاور از منظر دينى پرداخته شده، و همچنين به آثار و پيامدهاى مثبت وجودِ اين ويژگى ها در مشاور اشاره گرديده است.


 


ادامه مطلب


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + محبت خدا شنبه 29 تير 1387  ساعت 4:24 عصر

توي اين فکر بودم که چرا محبت خدا توي دلم نمياد... پرسيد: چاي ميخوري؟! گفتم: آره. گفت: بلند شو ليوانتو بيار... قوري رو تا نزديک ليوان آورد. نگاهش که به ليوان افتاد گفت: بابا اين که کثيفه! ليوان رو برداشتم و رفتم سمت آشپزخونه... چرا محبت خدا توي قلبم نمياد؟


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + اس ام اس و توهين به مقدسات پنجشنبه 27 دي 1386  ساعت 11:1 عصر

مدت ها است که دشمنان قسم خورده ي اسلام و ايران با انواع ترفندها، پروژه ي حساسيت زدايي نسبت به اعتقادات را در کشورمان اجرا مي کنند. در اين راه از هر وسيله يا هنري که توانستند، بهره گرفته اند؛ تئاتر، سينما، موسيقي و... اما جديدترين و خطرناک ترين و شايد کامل ترين روش، با آمدن تلفن هاي همراه اتفاق افتاد که امروزه به رايانه ي جيبي تبديل شده است. متاسفانه تکنولوژي در مواردي ارتباط بين انسان ها را آسانتر کرده؛ اما بعضاً به دلايلي فاصله شان از خدا بيشتر شده است! براي نمونه مي توان به " اس ام اس " اشاره کرد که در موارد فراواني فرهنگ حاکم بر آن، در مسير اباحه گري، تمسخر و خنديدن به اعتقادات و قوميت ها است! چه خوب گفته اند:



 


« کسي که به باورها و ارزش هاي خود بخندد، ديگر از آن دفاع نخواهد کرد! »



 


اي کاش اين مسأله فقط به مسايل...، تبليغات سياسي، تخريب دولت و نسبت هاي ناروا به اقوام ايراني محدود مي شد؛ آنچه باعث تأسف مي شود اين است که اخيراً جوک هاي مربوط به مقدّسات بسيار زيادتر و فجيع تر از گذشته شده است، براستي اگر وضع همين طور ادامه يابد، چنانچه در سال هاي آينده ماجرايي مثل اهانت نشريه ي دانمارکي تکرار شود، آيا باز هم عکس العملي مناسب نشان داده خواهد شد؟!



 


علت اينکه اهل کتاب بر خلاف ما مسلمانان، به اعتقادات خود حساسيت ندارند، اين است که کتاب هاي تحريف شده ي تورات و انجيل کنوني،سرشار از توهين ها و دروغ هاي نسبت داده شده به خدا و انبياء است! گاه سکوت بي جاي دانا به مراتب دردناک تر از خطاي نادان است.
آيا مي دانيد چرا بخشي از مردم و تعدادي از مسئولان ما از اينکه خليج فارس را خليج عربي بنامند ناراحت مي شوند؛ اما نسبت به هزاران جوک ضدايراني چندان اعتنايي ندارند؟! آيا انديشيده اند که چرا بزرگان ما براي طرح چند سؤال ضد ارزش نسبت به مقدسات برآشفته مي شوند، اما هزاران جوک سخيف در مورد پيامبر و اهل بيت را چندان جدي نمي گيرند؟! و ده ها مورد از اين گونه سکوت هاي بي جا و مصلحت آميز همراه با غفلت و بي تفاوتي
!
شايد يک جواب ساده اين باشد که همه تنها به دنبال خطاي فرد يا شخصيت حقوقي مي گردند، غافل از آنکه در استراتژي جنگ رواني يا فرهنگي، بايد به هدف دشمن حمله کرد، نه فقط خود آن
.
بايد باور کنيم که ساخت اين جوک هاي اهانت آميز، يک ايده و تفکر شيطاني -از سوي افراد مغرض- است و متأسفانه بي تفاوتي ما و يا حتي ارسال آنها براي ديگران، عاملي براي نشر آنها به دست ما است
.
به راستي اگر کسي در مورد ما يا خانواده مان بدگويي کند و يا يک انتقاد ساده را مطرح نمايد، چه حالي به ما دست مي دهد؟! آيا اعتقادات ما به اندازه ي خان دايي جان براي ما ارزش ندارد تا از آن دفاع نمايييم؟! آيا با اين وضع مي توانيم خود را اهل ايمان بدانيم؟! و آيا لذت و طمع ايمان را خواهيم چشيد؟
!


 



 


آثار ويرانگر اين پديده ي زشت فراوان هستند؛ از جمله:
1-
جواني که صدها جوک خنده دار و تقليد مسخره آميز صداي برخي مداحان را شنيده است، اگر در مجلس عزاداري خنده اش نگيرد، بي گمان نمي تواند بگريد و يا حال خوش عرفاني پيدا کند! همين طور جوک هاي مربوط به احکام فقهي باعث مي شود در عمل به آنها دچار شک و ترديد شود.



 


2- هر جواني که صدها جوک در مورد روحانيون شنيده باشد، وقتي به يک روحاني بزرگوار مي رسد، به جاي اينکه از او سؤال علمي و ديني مفيد بپرسد، خنده اش مي گيرد؛ و اگر مسخره نکند، حداقل بدون استفاده از آن عالم مي گذرد و ارتباط هايي که مردم با جامعه ي روحاني دارند ، تضعيف مي شود.



 


3- برجسته کردن پايين ترين سطح ادبيات ما يعني هجويات، در مقابل ادبيات فاخر و عرفاني کشورمان که اکثر شعراي آن حافظ قرآن بوده اند و کلامشان سرشار از قرآن و حديث و اخلاقيات بوده است.



 


4- ترويج تفکر مادي گرايي و لذت جويي در کشورِ جواني مثل ايران که برخي افراد تا ميانسالي، قدرت ازدواج ندارند حالت تجاوز و گستاخي و لجام گسيختگي و بي حيايي در جوانان درست کردن يعني چه؟



 


اين چند نمونه را به عنوان مشت نمونه ي خروار بپذيريد. بي گمان، ذهني که با افکار شيطاني، سياه شود جايي براي نورانيت ياد خدا نخواهد داشت؛ زيرا او با ديدن هر چيزي به جاي تفکر در آيات الهي به ياد جوکي مي افتد که براي آن ساخته اند! به جاي ذکر، جوک مي گويد و به جاي مطلب مفيد علمي، دنبال اس ام اس جديد مي رود و ... .
چه کسي علاقه دارد سرنوشت جوانان امروز ما سوار بر شتر چموش بي حيايي شدن و رفتن به سوي جهنم بي فرهنگي باشد؟ بايد بدانيم که عذاب هاي استيصال امروزي فقط به صورت باد و طوفان و زلزله نيست؛ زيرا امروزه مثل بمب شيميايي عمل مي کند؛ يعني ساختمان ها سالم، ولي آدم ها مرده! فضاي مسموم اين جوک ها پاکي روح انسان ها را از بين مي برد و جسم بي جان آنها را باقي مي گذارد!



 


چه بايد کرد؟
معلومه ديگه: ديليت!! واقعيت آن است که اگر هر کدام از ما بعد دريافت اين دست sms هاي توهيني و مسخره آميز از ارسال آنها به دوستان و آشناهايمان صرف نظر کنيم، دست خود را از انتشار اين افکار شيطاني عقب کشانده و دشمنان خدا را از رسيدن به اهدافشان باز خواهيم داشت، ان شاء ا...



 


و چه زيباست کلام مولا علي عليه السلام که:
" هر کس بخاطر خدا از چيزي بگذرد، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد. "



 


مقاله از: جواد افشاني
منبع: هفته نامه پرتو سخن


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + تقويت خداباوري در کودکان پنجشنبه 20 دي 1386  ساعت 9:8 عصر

تقويت خداباوري در کودکان


 


مقدمه


اعتقادات و باورهاي قلبي انسان نقشي مهمي در سبک زندگي او دارد. بطوري که تحقيقات مختلف نشان مي‌دهد افرادي که داراي اعتقادات و ايمان محکمي هستند، زندگي سالم‌تري دارند. به اين ترتيب در تربيت فرزندان علاوه بر اينکه به ايجاد ساير رفتارهاي مناسب و سالم در کودک توجه مي‌شود، بايد پرورش ايمان و اعتقادات او نيز در اولويت قرار بگيرد. اگرچه کودکان قبل از رفتن به مدرسه هنوز براي درک بسياري از مسائل زندگي معنوي خود کوچک هستند، اما توانايي‌ها و مهارت‌هايي دارند که مي‌تواند به والدين در مسير تربيت ديني آنها کمکي مفيد و موثر باشد.







 




اين سالها بهترين دوراني است که مي‌توان روح خداپروري را در آنها پرورش داد و اگر روح او براي هميشه به ايمان سيراب گردد،در حقيقت او به چيزي مسلح شده است که سالها بعد در نبرد با سختي‌ها و مسائل زندگي به کارش خواهد بود و پشتوانه و تکيه گاه محکم و استواري براي او خواهد آمد.


ادامه مطلب...

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + تاثير ظاهر بر اعتماد به نفس پنجشنبه 20 دي 1386  ساعت 9:2 عصر


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + عيد فطر شنبه 21 مهر 1386  ساعت 3:33 عصر

سلام به همه دوستان


فطر يعني اوج والاي شعور


خود رها کردن به دامان ظهور


فطر يعني عيد يعني شور و عشق


پايکوبي بر سر نعش هوا (هوس)


فطر يعني دست ياري به ولي


با نماز عشق در مصلي با علي


 


عيد رمضان بر همه شما دوستان مبارک.


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + ايمان به خدا و نقش آن در کاهش اضطراب سه‏شنبه 15 خرداد 1386  ساعت 1:20 عصر

ايمان به خدا و نقش آن در کاهش اضطراب


مقدّمه


اضطراب به منزله بخشى از زندگى هر انسان، در همه افراد در حدّى اعتدال آميز وجود دارد و در اين حد، به عنوان پاسخى سازش يافته تلقّى مى شود، به گونه اى که مى توان گفت: «اگر اضطراب نبود، همه ما پشت ميزهايمان به خواب مى رفتيم.»1 فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه اى مواجه کند: اضطراب است که ما را وامى دارد تا براى معاينات پزشکى و درمان بيمارى ها به پزشک مراجعه کنيم، کتاب هايى را که از کتابخانه به عاريت گرفته ايم بازگردانيم، در يک جاده لغزنده با احتياط رانندگى کنيم... و بدين سان، زندگى طولانى تر، سازنده تر و بارورترى داشته باشيم. بنابراين، اضطراب به منزله بخشى از زندگى هر انسان، يکى از مؤلّفه هاى ساختار شخصيت وى را تشکيل مى دهد و از اين زاويه است که برخى از اضطراب هاى دوران کودکى و نوجوانى را مى توان بهنجار دانست و تأثير مثبت آن ها را بر فرايند تحوّل پذيرفت; چرا که اين فرصت را براى افراد فراهم مى آورد تا سازوکارهاى سازشى خود را در جهت مواجهه با منابع تنيدگى زا گسترش دهند. به عبارت ديگر، مى توان گفت: اضطراب در برخى مواقع، سازندگى و خلّاقيت را در فرد ايجاد مى کند، امکان تجسّم موقعيت ها و سلطه بر آن ها را فراهم مى آورد و يا آن که وى را برمى انگيزد تا به طور جدّى با مسؤوليت مهمى مانند آماده شدن براى يک امتحان يا پذيرفتن يک وظيفه اجتماعى مواجه شود.


اما اگر اضطراب از اين حد فراتر رود و از حالت سازندگى خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پيدا کند، نه تنها نمى توان اين صورت را پاسخى سازش يافته دانست، بلکه بايد آن را به منزله منبع شکست، سازش نايافتگى و استيصال گسترده اى تلقّى کرد که فرد را از بخش عمده اى از امکاناتش محروم مى کند، آزادى و انعطاف او کاهش مى يابد و طيف گسترده اختلال هاى اضطرابى را، که از اختلال هاى شناختى و بدنى تا ترس هاى غير موجّه و وحشت زدگى ها گسترده اند، به وجود مى آورد.2


با توجه به اين مقدّمه و عنوان مقاله، روشن است که در اين نوشتار تأثير ايمان و آثار آن در کاهش و رفع اضطراب نابهنجار و مرضى مورد بررسى قرار مى گيرد. اما به دليل آنکه براى «اضطراب» تعاريف متعددى ذکر شده و در تبيين آن نظريات گوناگونى مطرح گرديده است و همچنين براى فهم دقيق جنبه هاى درمانى ايمان به خدا در کاهش و رفع اضطراب، پيش از آنکه به اين جنبه ها پرداخته شود، لازم است به برخى از تعاريف اصطلاحى اضطراب3 اشاره شود و پس از معرفى تعريف مورد قبول، «ايمان» تعريف مى گردد. آن گاه تبيين هاى نظرى گوناگون در مورد چگونگى بروز اضطراب ارائه مى شود و چگونگى تأثير ايمان مذهبى بر کاهش اضطراب بيان مى گردد و در پايان، به تحقيقات انجام شده اشاره شده و نتيجه گيرى مى شود.


 


ادامه مطلب...

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + عرض تسليت چهارشنبه 9 خرداد 1386  ساعت 4:5 عصر

فرا رسيدن 13 جمادي الاول آن هنگامه شهادت بزرگ بانوي دو عالم را به تمامي مسلمانان تسليت عرض مي کنيم

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + افزايش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقي جوانان جمعه 4 خرداد 1386  ساعت 9:15 عصر

تحليل روان شناختي افزايش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقي جوانان


نياز جنسي، بخش جدايي ناپذير ماهيت زيستي، رواني و اجتماعي آدمي را تشکيل مي دهد و روشن است که کيفيت ارضاي اين نياز نقش بسيار مهمي در سلامت و بهداشت رواني فرد و جامعه دارد. بر اساس آموزه هاي ديني، اگر اين نياز به صورت شرعي و معقول (ازدواج) و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد شخصيت و نيز استمرار حيات بشر مي شود، و اگر امکان ارضاي صحيح آن فراهم نيايد به صورت انحرافات جنسي و بي بند و باري هاي اخلاقي نمودار خواهد شد.


     در سال اخير، آمارها منحني هاي رو به رشد و مشابهي را در زمينه انحرافات و بي بند و باري هاي اخلاقي در ميان جوانان نشان مي دهند. اين رشد غيرطبيعي و هماهنگ مي تواند حاکي از عوامل ساختاري همانند باشد. به طور قطع نمي توان يک عامل را علت انحرافات اخلاقي و بي بند و باري جنسي جوانان دانست; در بيشتر موارد، ترکيبي از چند عامل وجود دارند. با اين وجود، برخي مطالعات عوامل خاصي را به عنوان عوامل مؤثر در ميزان بروز بي بند و باري جنسي جوانان شناسايي کرده اند. در اين مقاله سعي شده است اين ايده توضيح داده شود که بي بند و باري هاي جنسي و انحرافات اخلاقي جوانان تا حد زيادي ناشي از فراهم نبودن شرايط ازدواج براي جوانان يا به تعبير دقيق تر، افزايش سن ازدواج است.


     اين مقاله، ابتدا هنجار ديني سن ازدواج و عوامل مؤثر بر افزايش سن ازدواج را مورد بررسي قرار مي دهد. سپس به رابطه، افزايش سن ازدواج با انحرافات اخلاقي و جنسي مي پردازد و در پايان، براي مقابله با انحرافات اخلاقي و رسيدگي به مشکل ازدواج جوانان راهکارهايي را ارائه مي دهد.


 


ادامه مطلب...

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + تجلّي کلام علوي در شاهنامه و مثنوي پنجشنبه 27 ارديبهشت 1386  ساعت 4:43 عصر

 


تجلّي کلام علوي در شاهنامه و مثنوي


نهج‏البلاغه که نام برازنده و بسيار رساي آن مي‏تواند يادآور سخن حکيمانه «الأسماءُ تُنزَلُ مِنَ السَّماءِ» باشد، در درجه نخست در روش‏هاي بلاغت و شيوايي سخن در زبان عربي است و بنا به قول جامع اديب و دانشمند آن، سيّد رضي؛ محور اصلي جمع‏آوري گفتار پراکنده حضرت نيز همين نکته مشترک و ساري در منقولات علوي بوده است و البته بر پايه اين خصيصه تقريبا منحصر به فرد ادبي بودن در عين عربيّت است که مي‏توان در بررسي تأثير نهج‏البلاغه و يا ساير مجموعه‏هاي کلام امام در زبان‏هاي مجاور به ويژه زبان و ادبيّات ارجمند پارسي به بحث پرداخت.


ادبيات پرمايه فارسي بايد بيش از هر چيز خود را مديون عنايات بي‏شائبه و تأثيرات عميق و بنيادي قرآن عظيم بداند و بايد گفت کندوکاو تأثيرات صريح و انکارناپذير قرآني در مقولات شاخص ادبي خود مقالِ جداگانه‏اي مي‏طلبد و قطعا در محور موضوع اين گزارش غيرقرآني و علوي نمي‏گنجد.


نهج‏البلاغه همانند بسياري ديگر از متون و منابع استوار ديني و همچنين به مانند بسياري ديگر از آثار و مضبوطات تاريخي، تأثيرات شگرف و بعضا آشکاري در برخي از متون ادبي ما ايرانيان داشته است که بي‏مجامله بررسي «تخصصي» تأثير آن در هر يک از متون نظم و نثر ادبي مي‏تواند در تبيين انديشه‏ها و گفتار ژرف و انساني اين انسان الهي حقايق تازه و سودمندي عايد علاقه‏مندان مباحث ادبي گرداند.


راقم اين سطور در اين گزارش مختصر از ميان متون ادب حماسي، شاهنامه حکيم توس، و از ميان ديگر متونِ نامبُردار پارسي، بزرگ‏ترين حماسه عرفاني دري، يعني مثنوي معنوي مولانا جلال‏الدين را براي اين مبحث برگزيده است و قصد آن دارد در حدّ توش و توان مُزجات خود به بررسي کلّي و محتوايي آن‏ها در ارتباط با آبشخورهاي علوي بپردازد تا در پيشگاه ارباب فضيلت چه قبول افتد و چه در نظر آيد.


پيش از پرداختن به مصاديق بهره‏مندي شاهنامه فردوسي از نهج‏البلاغه علي(ع)، نخست بايد در ايضاح چند نکته مهم و اساسي در محور تأثير و تأثّر اين موضوع، لختي قلم گردانيد و پس به سر قصّه شد.


بررسي عدم تطابق زماني ميان اين دو اثر ادبي و ديني (شاهنامه و نهج‏البلاغه) و به تبع آن، اشاره به زمان ورود نهج‏البلاغه مدوَّن سيّد رضي به کتابخانه‏ها و سپس به ذهن و زبان ايراني، اشاره به مسئله «توارد» در مفهومي وسيع و عالي براي پاره‏اي از مضامين مشترک انساني که مي‏تواند در تمام نِحل و حتي ملل به عنوان «تعابير حکمت‏آميز» رايج و ماندگار باشد و همچنين بررسي لزوم استفاده از منبع / منابع ديني ـ اسلامي در متني که سراسر آن را اسطوره و به ويژه «حماسه» تشکيل مي‏دهد، از مواردي است که بايد پيش از ورود به مبحث و توغّل در آن، در تبيين آن‏ها در حدّ توان کوشيد.1


 


ادامه مطلب...

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + جنبه‏هاي مهم شخصيت نوجوان جمعه 21 ارديبهشت 1386  ساعت 1:21 عصر

جنبه‏هاي مهم شخصيت نوجوان


دوره نوجوانى از مهم ترين و حساس ترين دوره هاى زندگى انسان به شمار مى رود; زيرا در اين دوره نوجوان به دنبال يافتن هويت خويش، در مسير شکل دادن به شخصيتى متکى به خود گام برمى دارد. سؤالات متعددى نيز در ذهن نوجوان نقش مى بندد که چنانچه نتواند پاسخى مناسب براى آن ها بيابد، چه بسا ممکن است شخصيتى متزلزل و احياناً دوگانه پيدا کند. بنابراين، شناخت جنبه هاى مهم جسمانى، روانى، اجتماعى، عقلانى و اخلاقى نوجوانان اين توانايى را به نوجوان و اطرافيان او مى دهد تا شيوه صحيح برخورد با تغييرات جسمى ـ روانى به وجود آمده را بدانند و تا حدى از بروز ناسازگارى هاى خاص اين دوران جلوگيرى نمايند. اين مقاله، نيم نگاهى به جنبه هاى مهم شخصيت نوجوانان انداخته است.


دوره نوجوانى هم زمان است با دوره بلوغ; يکى از بحرانى ترين دوره هاى زندگى. در دروه بلوغ، تغييرات گوناگونى در ابعاد شخصيتى نوجوان رخ مى دهد که هر کدام به نوعى مى تواند بر او اثر بگذارد و حتى گاهى شخصيّت او را دگرگون سازد. اين نبشتار، به برخى از اين جنبه ها اشاره دارد. اما پيش از ورود به اصل بحث، توجه به چند نکته لازم است:


1ـ بحران بلوغ: فرايند بلوغ يکى از بحرانى ترين دوره هاى زندگى هر فرد است. استانلى هال، (Hall, Stanly) که به پدر روان شناسى بلوغ معروف است، اين مرحله را «دوران طوفان و فشار» مى نامد. نوجوان دراين دوره،تمايلاتوخواهش هاى متضادى دارد; مثلاً با اين که مى خواهد با دوستان باشد، به تنهايى نيزعلاقه مند است.1


 


ادامه مطلب...

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + روابط سالم بين همسران چهارشنبه 5 ارديبهشت 1386  ساعت 10:27 عصر

روابط سالم بين همسران


ارتباط انگاره اى است که با آن دو نفر يکديگر را مى سنجند و همچنين وسيله اى است که به واسطه آن، اين سطح مى تواند براى هر دو تغيير کند. ارتباط شامل رشته کامل راه هاى ردّ و بدل کردن اطلاعات بين مردم است، و يا اطلاعاتى را که مى دهند و مى گويند و نيز راه هاى استفاده از اين اطلاعات را در بر دارد. ارتباط نحوه معنا بخشيدن به اين اطلاعات به وسيله مردم را نيز در برمى گيرد. ارتباط آموخته مى شود. شايد تا وقتى که به سن پنج سالگى مى رسيم بيش از يک ميليارد تجربه شرکت در ارتباط را آموخته باشيم. در آن سن، از اينکه چطور خود را ببينيم، از ديگران چه انتظارى مى توانيم داشته باشيم و در دنيا، چه چيز به نظرمان ممکن يا ناممکن مى آيد، تصورهايى پيدا کرده ايم. اين تصورها راهنماى ثابتى براى بقيه عمر ما خواهند بود.1


همين که آدمى دريافت همه ارتباط خود را از راه ياد گرفتن به دست آورده است، اگر دوست داشته باشد، مى تواند براى تغيير آن دست به کار شود. ذکر اين نکته سودمند است که هر طفلى که چشم به جهان مى گشايد، تنها چيزى که همراه مى آورد مواد خام است. او نه از خود مفهومى دارد، نه تجربه ارتباط با ديگران، و نه تجربه پرداختن به دنياى اطرافش. او همه اين چيزها را از طريق ارتباط با کسانى که پس از تولّد مسئول تربيت او هستند، مى آموزد.2


ارتباط مانند دوربين فيلم بردارى مجهّز به دستگاه صدابردارى است، فقط در زمان حال کار مى کند; همين جا، همين حالا، بين من و تو.


ارتباط چنين عمل مى کند: تو و من روبه روى هم قرار داريم. حواس تو درمى يابند که من چه شکل هستم، صدايم چطور است، چه بويى مى دهم، و اگر بر حسب اتفاق، مرا لمس کنى، چه احساسى به تو مى دهم. آن گاه مغز تو گزارش مى دهد که اين ها براى تو چه معنايى دارند، به تجربيات گذشته ات رجوع مى کند و بر اساس آنچه مغز گزارش مى دهد، احساس راحتى يا ناراحتى خواهى کرد.3


 


ادامه مطلب...

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + تربيت دينى خانواده سه‏شنبه 7 فروردين 1386  ساعت 11:7 عصر

تربيت دينى خانواده


آدمى از دير زمان درصدد بوده معمّاى حيات و مقصود از زندگى را بداند، از آينده و سرنوشت خويش تا حدّى باخبر شود، توجيه درستى از رويدادهاى اين عالم به دست آورد و تفسير معقولى نسبت به پديده ها و دگرگونى هاى جهان داشته باشد.


پاسخ گوى اين گونه مسائل، که همواره ذهن انسان را به خود مشغول داشته، بدون شک، در هر زمانى «دين» بوده است; زيرا حقيقت زندگى را تفسير مى نمايد، هدف از آمدن و ماندن در اين عالم را معنا مى کند و مسير درست زندگى و راه رسيدن به سعادت دنيا و آخرت را نشان مى دهد.1 اساسى ترين رکن دين ـ يعنى: ايمان به خداى يکتا ـ انسان را از نگرانى، اضطراب و دغدغه خاطر مصون داشته، در برابر رويدادهاى نامطلوب زندگى ثابت و استوار نگه مى دارد، به گونه اى که هيچ حادثه اى نمى تواند تزلزلى در او ايجاد نمايد.


بر اساس بينش اسلامى، هر انسانى از هنگام تولد با فطرت الهى و گرايش به خداشناسى قدم به عرصه زندگى مى گذارد; ساختار وجودى انسان به گونه اى است که او را به سوى خدا هدايت مى کند و در اين ميان، تفاوتى بين مسلمان و غير مسلمان وجود ندارد، بلکه همه انسان ها در آغاز زندگى، از استعداد خاصّى براى حقيقت جويى و نيل به کمال بهره مندند و به فرموده پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله)، «کلُّ مولود يُولَد على الفطرةِ»;2 هر نوزادى با فطرت خدايى زاده مى شود.


ادامه مطلب...

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + مگسهاي .... جمعه 21 مهر 1385  ساعت 8:10 صبح


امروز بعد از ظهر داشتم از توي طرح حرم تا حرم (!!!) قم رد مي شدم. يه گوشه‏ي خرابه‏ها صحنه‏ي جالبي بود. چند تا گربه داشتند يه گربه سياه ديگه رو مي خوردند. آره مي خوردند. اون گربه سياه نمي دونم به چه دليلي مرده بود ولي جنازه‏ي بدبوي سياهش گوشه ي خرابه هاي طرح حرم تا حرم غوغايي به پا کرده بود. گربه ها با هم دعوا مي کردند. به سر و صورت هم مي زدند و مگس هاي طلايي رنگ هم همين طور ميان دست و پاي اين گربه هاي گرسنه بالا و پايين مي رفتند. کلاغ‏ها هم بالاي ديوار نشسته بودند تا بلکه شايد به اون ها هم چيزي برسه.
صورت گربه ها همه از خون گربه سياهه، قرمز شده بود و از بدن گربه سياهه فقط سر و دمش باقي مونده بود. شکمش رو کاملا خالي کرده بودند. گاهي وقت ها که با هم دعواشون مي شد و روي سر و کله هم مي پريدند خاک بلند مي شد و تمام بدنشون پر خاک مي شد. همين طور روي دل و روده گربه سياهه ولي با اين حال چيزي از اشتهاشون کم نمي شد.


 


صورت‏هاي خوني، بدن‏هاي خاکي، بوي گند و کثافت، صداي وز وز مگس‏هاي طلايي...


 


وقتي ما غيبت دوست و برادر و خواهر ديني‏مون رو مي کنيم همين شکلي مي شيم؟!!


   http://clergyman.parsiblog.com/به نقل از وبلاگ دوست عزيزم کلرجي من


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   دختري از جامعه الزهرا  

عنوان متن + کجايي ؟؟؟ پنجشنبه 20 مهر 1385  ساعت 4:13 صبح

آيا خداوند فراموشمان کرده ؟
 کوهنوردي مي خواست به قله بلندي صعود کند پس از سالها تمرين و آمادگي هنگامي که قصد داشت سفر خود را آغاز کند شکوه و عضمت پيروزي را پيش روي خود آورد و تصميم گرفت صعود را به تنهائي انجام دهد . او سفرش را زماني آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاريکي مي رفت ولي قهرمان ما به جاي آنکه چادر بزند و شب را زير چادر به صبح برساند به صعودش ادامه داد تا اين که هوا کاملا تاريک شد. به جز تاريکي هيچ چيز ديده نمي شد
سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمي توانست چيزي ببيند حتي ماه و ستاره ها
پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند
کوهنورد همانطور که داشت بالا مي رفت در حالي که چيزي به فتح قله نمانده بود
پايش ليز خورد و با سرعت هر جه تمام تر سقوط کرد
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس ، تمامي خاطرات خوب و بد زندگيش را به ياد مي آورد . داشت فکر مي کرد چقدر به مرگ نزديک شده است که ناگهان دنباله طنابي که به دور کمرش حلقه خورده بود بين شاخه هاي درختي در شيب کوه گير کرد و مانع از سقوط کاملش شد
در آن لحظات سنگين سکوت که هيچ اميدي نداشت از ته دل فرياد زد
خدايا کمک کن
ناگهان ندائي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟
- نجاتم بده خدا ي من
واقعا فکر مي کني مي توانم نجاتت دهم ؟
- البته ! تو تنها کسي هستي که مي تواني مرا نجات دهي
پس آن طناب دور کمرت را ببُر!
و بعد سکوت عميقي همه جا را فرا گرفت
اما مرد تصميم گرفت با تمام توان مانع از پاره شدن طناب حلقه شده به دور کمرش شود
روز بعد، گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده يک کوهنورد در حالي پيدا شد
که طنابي به دور کمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمين فاصله داشت...



  نظرات شما  ( )

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[29/4/1387- 4:37 ع] مشاوره و ويژگى هاى مشاور
[29/4/1387- 4:24 ع] محبت خدا
[27/10/1386- 11:1 ع] اس ام اس و توهين به مقدسات
[20/10/1386- 9:8 ع] تقويت خداباوري در کودکان
[20/10/1386- 9:2 ع] تاثير ظاهر بر اعتماد به نفس
[21/7/1386- 3:33 ع] عيد فطر
[15/3/1386- 1:20 ع] ايمان به خدا و نقش آن در کاهش اضطراب
[9/3/1386- 4:5 ع] عرض تسليت
[4/3/1386- 9:15 ع] افزايش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقي جوانان
[27/2/1386- 4:43 ع] تجلّي کلام علوي در شاهنامه و مثنوي
[21/2/1386- 1:21 ع] جنبه‏هاي مهم شخصيت نوجوان
[5/2/1386- 10:27 ع] روابط سالم بين همسران
[7/1/1386- 11:7 ع] تربيت دينى خانواده
[21/7/1385- 8:10 ص] مگسهاي ....
[20/7/1385- 4:13 ص] کجايي ؟؟؟
[آرشيو شده ها]


 

Powered by : پارسي بلاگ
Template Designed By : MehDJ